میخواستم این پستُ رمزدار کنم .. بعد دیدم من چیزی برای سانسور و انکار و خجالت ندارم! - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 5:04
ترجیحاً،واس حفظِ وجه م ،این پست خونده نشه!
بمن ... همه دروغ میگن! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 17:53
آدمای مجازیُ به حقیقی ترجیح میدم!چون؛ واس تحمّلِ دروغاشون، لازم نی زل بزنم تو چشاشونُ سکوت کنم!
شاید باورشون نشه ولی منم دل دارم! - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:19
مشکلِ من اینه که همه چیم روهه! ینی اگه یچیزی میخرم یکاری میکنم یا مثلا یه عسکی میگیرم یا هرچیزکوچیکی، همه میفهمن و میدونن!!! منطقاً، اگر پنهانکاری میکردم اینطور شکست نمیخوردم که هی بکوبن چیزا رو تو سرم! همه کاراشونُ میکنم،۱۰برابر وظیفه م انجام میدم،باز... عیبی نداره!(:
آینده - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:19
همیشه گفتم این خراب شده آخرین وبمه.. بهتون قول میدم میام یروز مینویسم «کاشکی خودخواه بودم»
بزرگ احمقی که منم - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:19
خب.. میتونین یه احمقُ تصور کنین که پورنُ با بغض و اشک دیده ...و البته بی حوصلگی محض! و بعد همون احمق، فیلم ِِ Don Jon رو دانلود کرده و تا 5صب نشسه نیگاش کرده و باز،بغض! کلا چه مرگمه .. بغض مال چیه،منکه حالم خوبه! ولی چمه،نمیدونم!! ولی اینُ خعلی خوب میدونم که به ینفر تو زندگیم،شبیهِ استر نیازدارم،یه ...
بااین حال، به رفتن فک میکنم!!! - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:19
میگه برو ... حالا تا اونموقع نهایتش ۱ماه وقت داری خب.. ازاین فرصت استفاده کن!تقصیری نداره آخه .. اون نمیدونه خودت با دست خودت بخودت امید بدی،بااینکه بدونی همون امید بزودی گرفته میشه،چطور آدمُ نابود میکنه .. من دیگه واقعاً توانِ دوباره نابود شدن،ندارم!
مارا به نیمه پر لیوان چکار؟! - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:19
امروز، دعوت بودیم یادواره شهدا .. منم که از صب همش بغضی بودم و عصرشم دزدکی کمی گریه کردم ..وارد مسجد که شدیم، زیاد شلوغ نبود البته ،یه گوشه نشسیم.. خودم دلم شدید گرفته بود،اینم داشت از خاطرات شهدای تحمیلی میگفت و وای همه جا رو تار میدیم و چقد جلو خودمُ گرفتم!!!! به نوحه که رسید..بماند! تنها چیزی که ...
شما که جای خود داری دوستِ عزیز! - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 21:20
من بخودمم اعتماد ندارم.. ینی، یوقتا یکارای کردم، که بخودمم ضرر و آسیب زدم! دیگه میگیری چی میگم !
کاملا مخاطبدار و مجآزی! - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 21:20
همین الان ... یه جرقه تو ذهنم زده شد.. شاید یادآوری گذشته ها.. دروغا! باخودم میگم، هممم شاید اونم تنهاس، بیکس، عقده داره، میخواد دیده بشه! ولی خب، باز میاد تو ذهنم، میگم هرجورم حساب کنیم اصلا دلیلی نداره این رفتار و مزاحمتا و رو روان و اعصاب بودن و مهمترازهمه چی، فحش و بدوبیراه،برای کسائیکه هیچ ربطی...
لعنتی به اموجیها! - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 21:20
ینی دیگه اوضاع اینقد حآد شده،هرکی این ← :) میذاره، میفهمم که ای وای الان حالش خوش نی و بدّو برو دلداری!!!
البته که بیماریم!! - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 12:57
دینداری که حتی، پولِ خریدنِ قرآن رو نداش .. و بازم دینشُ تبلیغ میکرد!

برچسب‌های مرتبط

آینده ایران | آینده نگر | آینده پژوهی | آینده ایران | آینده دوباره پر شده | آینده نیوز | آینده نگری | آینده جمهوری اسلامی | آینده اقتصاد ایران | مارا به نیمه پر لیوان چکار