
همیشه گفتم این خراب شده آخرین وبمه.. بهتون قول میدم میام یروز مینویسم «کاشکی خودخواه بودم»...
ادامه مطلب
امروز، دعوت بودیم یادواره شهدا .. منم که از صب همش بغضی بودم و عصرشم دزدکی کمی گریه کردم ..وارد مسجد که شدیم، زیاد شلوغ نبود البته ،یه گوشه نشسیم.. خودم دلم شدید گرفته بود،اینم داشت از خاطرات شهدای تحمیلی میگفت و وای همه جا رو تار میدیم و چقد جلو خودمُ گرفتم!!!! به نوحه که رسید..بماند! تنها چیزی که میتونم بگم،این بود که تواین محفل،تنها کسیکه واقعا بغض کرده بود من بودم، و تنها کسیکه گریه نکرد،من بودم!...
ادامه مطلب