
میگه برو ... حالا تا اونموقع نهایتش ۱ماه وقت داری خب.. ازاین فرصت استفاده کن!تقصیری نداره آخه .. اون نمیدونه خودت با دست خودت بخودت امید بدی،بااینکه بدونی همون امید بزودی گرفته میشه،چطور آدمُ نابود میکنه .. من دیگه واقعاً توانِ دوباره نابود شدن،ندارم!...
ادامه مطلب
امروز، دعوت بودیم یادواره شهدا .. منم که از صب همش بغضی بودم و عصرشم دزدکی کمی گریه کردم ..وارد مسجد که شدیم، زیاد شلوغ نبود البته ،یه گوشه نشسیم.. خودم دلم شدید گرفته بود،اینم داشت از خاطرات شهدای تحمیلی میگفت و وای همه جا رو تار میدیم و چقد جلو خودمُ گرفتم!!!! به نوحه که رسید..بماند! تنها چیزی که میتونم بگم،این بود که تواین محفل،تنها کسیکه واقعا بغض کرده بود من بودم، و تنها کسیکه گریه نکرد،من بودم!...
ادامه مطلب
ینی دیگه اوضاع اینقد حآد شده،هرکی این ← :) میذاره، میفهمم که ای وای الان حالش خوش نی و بدّو برو دلداری!!!...
ادامه مطلب